
دیروز میگفتم :
مشقهایم را خط بزن ... مرا مزن
روی تخته خط بکش ... گوشم را مکش
مهر را در دلم جاری بکن ... جریمه مکن
هر چه تکلیف میخواهی بگیر ... امتحان سخت مگیر
اما کنون ..
مرا بزن ... گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب
روز دوم اردیبهشت جناب آقای آدوسی وآقای موءذن از مرکز شماره۹ بازدید کردند.
بازدید از کلاس آقای مطیعا(مربی سازارف:بلز)
جلسه همکاران ستادی بامسئولین وکارشناسان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان قم
درحین انفجار

بعد ازانفجار
درضمن ثبت کلی کتاب از یاد یار مهربان

با آرزوی 12ماہ شادی ، 52 ھفته خندہ ، 365 روز سلامتی
8760 ساعت عشق ، 525600 دقیقه برکت ، 315300 ثانیه دوستی
..::*سال نو پیشاپیش مبارک*::.. ![]()
بازید اعضاء مرکز ۹از نمایشگاه کتاب کودک ونوجوان در مجتمع امام خمینی
قصه گویی همکارکانونی در نمایشگاه برای بچه های بازدیدکننده
در جشنواره سرود استانی باعنوان نوای همدلی، اعضاء مراکز کانون استان روز پنج شنبه ۲۰بهمن در جمع صمیمانه برای هم همسرایی کردند.
مرکز شماره ۹نیز یکی از شرکت کنندگان در این جشنواره بود.
تمرین سرود درمدرسه هدایت(قبل از اجرای اصلی)
اجرا سرودروز جشنواره نوای همدلی
اهدای جوایز به برگزیدگان مسابقه کتابخوانی
شرکت ۴پسر نوجوان و۳ دختر کودک از مرکز شماره۹ ۱۶/۱۱/۹۰در ویژه برنامه
هنری لوح کهن در مر کز شماره۶
برای دیدن بقیه گزارش روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب...
با آمدن امام درکشورما
خورشیدحقیقت ازافق سرزده است
اعضای دخترمرکز شماره ۹،بادردست داشتن قرآن،اسفند،گل وماهی قرمزو...،دربیت رهبرکبیرانقلاب اسلامی حضوریافتندوروز ۱۲ بهمن ،سالروز ورود امام(ره)به میهن اسلامی را گرامی داشتند.

سرود بوی گل وسوسن ویاسمن آید...وشعار دربهارآزادی جای امام وشهدا خالی ... یادآور خاطرات سال۱۳۵۷ شده بود.

وبچه ها باگلدان های گل وماهی های قرمز،حوض خانه خورشیدرامزین کردند.


یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
آغشته به رازمان را به ضریح تو دوخته ایم. ما را از سقاخانه لطفت سیراب کن.

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست
بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست
در آسمان دلبری و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نیست
به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
غم ِ غم می خورم و غم شده مهماندارم
غیر غم کس نبود تا که شود غمخوارم
پاره پاره جگر از میخ در و مسمارم
تیر باران شده از کینه تن و تابوتم
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟



